|
شب همين جاست كجا مي روي؟ شب بود آن هم از نوع سياهش آنقدر سياه كه هيچ جفايي در آن پيدا نبود. شب بود شبي كه نه علي در آن به مناجات مي نشست و نه مردان علي پسند. چه منفور است تاريخي كه تنها نام علي را به يدك مي كشد.آخر نمي دانم مگر علي نام بود ٬مگر نشان بود كه با نام و نشان او هر نا روايي را روا مي كنيم. چه زجر آور است كه از هزاران هزار مبلغ راه علي هيچ كس نمي داند كه او كه بود و عدالتش چه بود . مگر عدالت او ناخالصي آن هم از نوع دروغ داشت كه به جهانيان به دروغ میگوییم در عصر علي روز و شب به سر مي بريم . علي رفت مگر خداي او حاكم نيست كه ببيند در حق نام و نشان او خيانت مي كنيم . كجاست عدالتي كه به جهان بگويد علي هنوز عاشق دارد ٬عاشق آسماني ! چرا مي پنداريم وقتي از عدالت علي مي گوييم يعني مي مي دانيم عدالتش چه بود ٬ چرا نمي انديشيم آنان كه بعد از علي به شهادت نايل آمدند بيم از روزگاري اين چنين داشتند كه مبادا با نام پدرشان به ريا عدالت معنا كنند. اي برادر مذهب انتظار از تو خواهد پرسيد خيانت چرا ؟ برادر مومن اگر حلال و حرام را مي شناسي خيانت را در آن معنا كن. سياه است تاريخي كه علي در آن مرده باشد.خانه از پاي بست ويران است عدالت جز به دست من و تو ساختني نيست . + نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388 12:24 توسط مهتاب |
|