|
توبه فرمايان واعظان كاين جلوه در محراب و منبر مي كند چون به خلوت مي رسند آن كار ديگر مي كنند مشكلي دارم ز دانشمند مجلس باز پرس توبه فرمايان چرا خود توبه كمتر مي كنند گوييا باور نمي دارند روز داوري كاين همه قلب و دغل در كار داور مي كنند بنده ي پير خراباتم كه درويشان او گنج را از بي نيازي خاك بر سر مي كنند يا رب اين نو دولتان را با خر خودشان نشان كاين همه ناز از غلام ترك و استر مي كنند بر در ميخانه ي عشق اي ملك تسبيح گوي كاندر آنحا طينت آدم مخمر مي كنند حسن بي پايان او چندان كه عاشق مي كشد زمره اي ديگر به عشق از غيب سر بر مي كنند اي گداي خانقه برجه كه در دير مغان مي دهند آبي و دل ها را توانگر مي كنند خانه خالي كن دلا تا منزل سلطان شود كاين هوسرانان دل و جان جاي لشكر مي كنند صبحدم از عرش مي آمد خروشي عقل گفت قدسيان گويي كه شعر حافظ از بر مي كنند + نوشته شده در دوشنبه بیستم مهر 1388 1:55 توسط مهتاب |
|